الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

624

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

* * * هر روزى كه مخلوق بخواهى به گونه‌اى به عقب مىافتد و مانعى بوجود مىآيد . و من مىگويم - و از خداوند طلب بخشش مىنمايم - گفتارى به طريقه مجاز نه واقعيت . هيچ كارى از كارهاى شيطان را قبول ندارم مگر ترك سجده بر مخلوق را . 1509 - امر به خير از مواضع نزع خافض قول خداوند تعالى : وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ « 1 » است ، يعنى « من قومه » و نيز « الا من سفه » يعنى « فى نفسه » است و شاعر مىگويد : امرتك الخير فافعل ما امرت به * و قد تركتك ذا مال و ذا نسب * * * تو را به كارهاى خير امر كردم و تو را ترك كردم ، هنگامى كه داراى ثروت و خانوادهء اصيل بودى . 1510 - روز ناخوش « ابو الفرج معافى » در كتاب « جليس و انيس » مسطور داشته : روزى « ابو اسحاق مزيد » در مجلس نشسته ، جمعى از اصحاب به نزد وى آمده ، گفتند : اى ابو اسحاق ! آيا مىشود امروز ما را به عقيق ، قبا و قبور شهداى احد برى ؟ بينى كه امروز چهارشنبه و روز نيكى است ؟ گفت : امروز روز شومى است و من از جاى خود جنبشى نخواهم كرد . گفتند : چرا روز چهارشنبه را ناخوش دارى ، در صورتى كه به اين روز « يونس بن متى » ولادت يافت ؟ ! گفت : پدر و مادرم فدايش باد ! وى كه به دهان ماهى رفت . گفتند : امّا به همين روز رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به روز جنگ احزاب پيروزى يافت . گفت : امّا پس از آن‌كه چشم‌ها حيران شد و جان‌ها به گلو رسيد . « 2 »

--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 155 . ( و برگزيد موسى از ميان قوم خود . . . ) . ( 2 ) . اقتباس از سورهء احزاب ، آيهء 10 وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ ( و آن‌گاه كه چشم‌ها خيره شد و جان‌ها به گلوگاه رسيد . . . ) .